mercredi 10 novembre 2010

11 نوامبر

تراژدیدر رمان بزرگ انقلاب 57
پرسیده اند که چرا مدتی است از دکتر مهدی خزعلی مطلبی نقل نمی کنید؟
می گوئیم: ایشان مطلب تازه ای ننوشته که ما نقل کنیم. فعلا مشغول بازجوئی نوشتن است. لابد از اوین که بیرون آمد، فصل دیگری از تراژدی سرگذشت یک نسل مذهبی و انقلابی، به جبهه رفته و دخیل بسته به اسلام را خواهد نوشت. فعلا، به وعده اش عمل کرده و در زندان دست به اعتصاب غذا نیز زده است.
آیندگان، دهها رمان از آغاز و سرانجام انقلاب 57 خواهند خواند و انگشت حیرت را زیر دندان های خود خواهند گزید. توصیف پدر و پسری بنام "خزعلی"، توصیف پدر و دختری بنام "خلخالی"، وصف برادرانی با نام های"خامنه ای" که در دو صف به نماز ایستادند اما در برابر هم و... آرزو کنیم که برگ برگ این صحنه ها و سرگذشت ها را محمود دولت آبادی جمع کرده و سرگرم به هم دوختن آنها باشد. شاید هم دولت آبادی ها و احمد محمودها، علی محمد افغانی ها، سیمین بهبهانی ها و درویشیان های آینده، این برگ ها را به هم دوختند و به لحاف خونین و چهل تکه دهه 60 پیوند زدند. روزنوشت های نسرین ستوده و یادداشت های زندان امین زاده و حتی یادداشت های "سلول انفرادی" دکتر خزعلی ... می گوید: برگ برگ تراژدی بزرگ جمع می شود و به دریای رمان بزرگ انقلاب 57 خواهد پیوست! همان دریائی که در اعماق خود، تراژدی دهه 60 را حفظ کرده است.

Aucun commentaire: